فارسی العربی |  English  AALULBAYT
GLOBAL INFORMATION CENTER


اندوه برای فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و مظلومیت علی علیه السلام
ام‏سلمه بر حضرت زهرا عليهاالسلام وارد شده عرض کرد: اي دختر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم چگونه صبح کردي؟ فرمود: صبح کردم بين غم و غصه، پيامبر از دست رفته و جانشين او مورد ستم قرار گرفته، به خدا سوگند پرده احترام او دريده شده و امامت و پيشوائيش ربوده گشته است. [1] .
حضرت زهرا عليهاالسلام در ضمن حديثي طولاني فرمودند: به خدا اگر مي‏گذاشتند حق در جاي خود استقرار يابد و از خاندان پيامبرش پيروي مي‏کردند هيچ گاه دو نفر درباره خدا اختلاف پيدا نمي‏کردند، گذشتگان از گذشتگان و آيندگان يکي بعد از ديگري به ارث مي‏بردند تا اينکه قائم ما که نهمين نفر از فرزندان حسين است قيام کند اينان آن کس را که خداوند موخر داشته مقدم دانسته و آن کس را که خداوند مقدم دانسته موخر نموده‏اند. [2] .
البته موارد دفاعي که از آن حضرت نسبت به اميرالمومنين نقل شده نه از آن جهت بوده که مي‏خواسته از شوهرش دفاع کند، بلکه بخاطر دفاع از امامت و پيشوائي امت بوده است، آن حضرت نقش بزرگي در دفاع از اميرالمومنين عليه‏السلام در گفتار و رفتارش نسبت به حوادثي داشت که بعد از رحلت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد، حوادثي هم چون هجوم بر خانه وحي، ايراد ضرب و جرح و سقط جنين، و ديگر رويدادهائي که دل هر انساني را که از فطرت انسانيت منحرف نشده باشد اعم از مسلمان و غير مسلمان به درد آورده و مي‏سوزاند و من نمي‏دانم کدام يک از آنها را يادآوري کنم؟!
آيا از اينکه پيراهن رسول خدا را بر سر انداخته و دست فرزندانش را گرفته نزد ابوبکر آمده و چنين گفت: اي ابوبکر مرا با تو چه کار است؟.
و يا اين فرمايش حضرت که اگر بد نبود موهايم را پريشان کرده و به پروردگارم شکوه برده و فرياد مي‏زدم؟. [3] .
و يا اينکه از آن لحظه ياد کنم که بين شوهرش حائل شده و فرمود: به خدا سوگند نمي‏گذارم که شما پسر عمويم را ظالمانه و به زور ببريد. و عمر به قنفذ دستور داد که با تازيانه بر پشت و پهلوي حضرت بزند. [4] .
و يا گفتارش را با ابوبکر که به خدا سوگند هر باري که نماز بخوانم تو را در آن نفرين مي‏کنم. [5] .
و يا فرموده ديگرش را که به خدا سوگند اگر از او دست برنداريد موهايم را پريشان کرده، گريبانم را چاک زده بر کنار مزار پدرم رفته و نزد پروردگارم فرياد مي‏زنم. [6] .
و يا گفتار حضرتش را که پسر عمويم را رها کنيد، سوگند به آن کسي که محمد را بر حق مبعوث کرد اگر دست از او برنداريد، گيسوانم را پريشان ساخته، پيراهن رسول خدا را بر سر گذاشته، به نزد خداوند تبارک و تعالي فرياد مي‏زنم، ناقه صالح در نزد خداوند از فرزندم گرامي‏تر نيست. [7] .
و يا فرموده آن حضرت به آن دو (ابوبکر و عمر) که همانا من خداوند و فرشتگانش را گواه مي‏گيرم که شما مرا به خشم درآورده و از خود راضي نکرديد و هر گاه پيامبر را ملاقات کنم از شما دو نفر به او شکايت خواهم کرد.
و يا ديگر فرمايش آنحضرت که من با مردمي که در بدترين جلسات شما شرکت کردند قرار و تعهدي ندارم، جنازه رسول خدا را پيش روي ما گذارده و کار خود را يکسره کرده و امارت و ولايت ما را نپذيرفته و حق ما را به ما نداديد. [8] .
و يا گفتارش را در شکايت از آنان که هيمه فراواني بر در خانه‏اش (در خانه‏ام) گرد آورده، آتش آوردند تا در را آتش زده و ما را بسوزانند، من در جلوي در خانه ايستاده و آنان را به خداي سوگند دادم، و به خدا و پدرم رسول خدا قسم ياد کردم که دست از ما برداشته ما را اذيت نکنند و ياري نمايند، عمر تازيانه را از دست قنفذ غلام ابوبکر گرفته و با آن بر بازويم زد که هم چون دمل ورم کرد، لگدي بر در خانه زد و آن را بر من فشار داده و من که باردار بودم به رو بزمين افتادم، آتش شعله مي‏کشيد سر و رويم را مي‏گذاخت او بر صورتم سيلي زده بطوري که گوشواره از گوشم افتاد، درد زايمان مرا فراگرفت و کودک بي‏گناهم محسن را بر زمين افکندم. [9] .
و يا از اين مطلب سخن گويم که آن حضرت در حالي ديده از جهان فروبست که بر ابوبکر و عمر خشمگين بود و وصيت کرد که آن دو نفر بر او نماز نخوانند؟ [10] .
و يا اينکه وصيت فرمود: که قبرش مخفي باشد و هيچ کس بر جنازه‏اش حاضر نشود؟ [11] .
و يا گريستن مداوم و شبانه روزيش، تا آن جا که جلو گريستن او را نيز گرفتند؟! [12] .
و يا کناره‏گيري او از ابوبکر که تا هنگام وفات با او سخن نگفت، [13] و يا اينکه صورتش را به ديوار برگردانيد و آن دو نفر بر او سلام کردند و جواب سلامشان را نداد، [14].

[1] بحارالانوار، 43/ 156.
[2] البحار 36/ 353.
[3] علم اليقين 2/ 687.
[4] الامامه و السياسه 1/ 14.
[5] الامامه و السياسه 1/ 14.
[6] الامامه و السياسه 1/ 14.
[7] بيت الاحزان/ 78.
[8] بيت الاحزان / 14.
[9] بيت الاحزان / 97.
[10] ابن ابي‏الحديد، شرح نهج‏البلاغه 6/ 50.
[11] بيت الاحزان/ 149.
[12] بحارالانوار 43/ 177.
[13] صحيح بخاري 5/ 177.
[14] الامامه و السياسه 1/ 14.
صفحه اصلی درباره ما |  ارتباط با ما |  اهداف

faraa.ir