فارسی العربی |  English  AALULBAYT
GLOBAL INFORMATION CENTER


قلب فاطمه آرام گرفت
قلب فاطمه آرام گرفت

در کتاب کفایة النصوص آمده: ابوذر غفاری گفت: آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در بستر رحلت بود، به محضرش رفتم، فرمود: ای ابوذر! دخترم فاطمه علیها السلام را نزد من بیاور، برخواستم و به حضور فاطمه علیها السلام رفتم و پیام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را به او ابلاغ کردم.
چادرش را بر سر گرفت و بیرون آمد و به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رسید، هنگامی که چشمش به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم افتاد، خود را به روی آن حضرت افکند، سپس فرمود: ای فاطمه پدرت به قربانت گریه نکن، تو نخستین فردی هستی که به من می پیوندی در حالی که حقت را غصب می کنند و به تو ظلم می نمایند، به زودی بعد از من خارهای نفاق آشکار می گردد و پوشش دین را پاره کند، تو نخستین کسی هستی که در کنار حوض کوثر بر من وارد می گردی و من از آب آن حوض به شیعیان و دوستان تو می آشامانم و دشمنان تو را از نوشیدن آن آب، منع می کنم.
فاطمه علیها السلام عرض کرد: اگر تو را در کنار حوض ملاقات نکنم در کجا ملاقات نمایم؟
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: در کنار میزان و ترازوی اعمال.
فاطمه علیها السلام عرض کرد: اگر در کنار میزان با تو ملاقات نکنم در کجا ملاقات نمایم؟
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: در کنار پل صراط و من در آنجا می گویم خدایا شیعه ی علی علیه السلام را به سلامت بدار.
ابوذر می گوید: در این هنگام قلب فاطمه علیها السلام آرام گرفت، سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من توجه کرد و فرمود: «فاطمه علیها السلام پاره ی تن من است، پس کسی که او را بیازارد مرا آزرده است».{1}

{1}. قصص الفاطمیة یا داستان های از حضرت زهرا علیها السلام، ص 58-60
صفحه اصلی درباره ما |  ارتباط با ما |  اهداف

faraa.ir