فارسی العربی |  English  AALULBAYT
GLOBAL INFORMATION CENTER


زنان و غفلت از جنبه‌ي يمين
انسان عقايد و خصلت‌هايي را براي خود خوب و پسنديده مي‌داند سپس کسي را که مصداق آن ارزش‌ها است به عنوان امام خود انتخاب مي‌کند. در همين راستا يک شيعه‌ي واقعي، اميرالمؤمنين علیه السلام را، به عنوان امام برمي‌گزيند. به عبارت ديگر شيعه خصلت‌هاي الهي انساني آن حضرت را بر‌گزيده و ايشان را امام و غايت خود قرار داده و مصداق کامل آن خصلت‌ها را در شخص آن حضرت مي‌يابد و اگر چنين نباشد در واقع او حضرت علي علیه السلام را امام خود نگرفته است
کسي که فاطمه زهراسلام الله عليها را به عنوان امام و غايت شخصيت خود انتخاب مي‌کند در واقع خصلت‌هاي آن انسان کامل را براي خود انتخاب مي‌کند و سپس مصداق آن خصلت‌ها را در شخص فاطمه زهراسلام الله عليها مي‌يابد. زيرا كساني که آن خصلت‌ها را غايت شخصيت خود گرفته‌اند، پذيرفته‌اند آن خصلت‌ها آن‌ها را به سوي کمال و يمن و ميمنت سوق مي‌دهد و جنبه‌ي يمن خود را با تبعيت از آن حضرت رشد مي‌دهند و لذا بودشان يمين مي‌شود. فرمود: «أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ»؛ كتاب او به جنبه‌ي يمين شخصيت او داده مي‌شود.
هرکس را در قيامت با امامش مي‌خوانند که مصداق خصلت‌هاي پذيرفته اوست در شخصي خاص، حال اگر امامي ‌را انتخاب کرد که جنبه ميمنت و روحاني او را تقويت کرد، نامه اعمال او به جنبه يمين او داده مي‌شود. چون شخصيت خود را يمين و مبارک کرده است. اميرالمؤمنين علیه السلام مي‌فرمايند: «فالنَّاسُ أَتْبَاعُ مَنِ اتَّبَعُوهُ مِنْ أَئِمَّةِ الْحَقِّ وَ أَئِمَّةِ الْبَاطِلِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ« يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا» فَمَنِ ائْتَمَّ بِالصَّادِقِينَ حُشِرَ مَعَهُمْ وَ مَنِ ائْتَمَّ بِالْمُنَافِقِينَ حُشِرَ مَعَهُمْ» مردم پيرو امامان خود هستند امامان حق يا امامان باطل، خداوند در قرآن فرمود: روزى كه مردم را با امامشان مي‌خوانيم، كسانى كه نامه اعمالشان به جنبه يمين آن‌ها داده شود نامه‏هاى اعمال خود را مى‏خوانند و مورد عقاب هم قرار نمى‏گيرند. هركس صادقان را براى خود امام بگيرد با آن‌ها محشور مى‏شود و هر كس منافقان را رهبر اتخاذ كند با آن‌ها محشور مى‏گردد.
در روايت داريم در روز قيامت هر دو دست مؤمن يمين است كه اين حاکي از آن است که کل شخصيت مؤمن يمين و مبارک است و کافر کل شخصيتش شمال و شومي است. انساني که اهل يمين شده خود را از محدوديت‌هاي وَهمي آزاد کرده است. به عنوان مثال؛ علم يعني راست و «يمين» و جهل يعني چپ و «شمال» و اين‌طور نيست که هر کس در قيامت مثل دنيا يک طرفش راست باشد و طرف ديگرش چپ. بلکه دو نوع وجود در آن صحنه هست، وجودي مبارک و وجودي نامبارک، مثل علم و جهل. زنان اگر ارزش‌هاي فاطمي‌ را انتخاب کنند به يمْن و ميمنت مي‌رسند، بودشان يمين مي‌شود و کتابشان به شخصيتي که ساخته‌اند و سراسر يمن و مبارکي است داده مي‌شود. چون ميمنت عالم يعني فاطمه زهراسلام الله عليها را انتخاب کردند و آن جا معلوم مي‌شود ضرر نکرده‌اند. به همين جهت در آخر آيه مي‌فرمايد: «وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً»؛ حتي به اندازه آن رشته‌اي که وسط شکاف هسته خرما هست ضرر نکرده‌اند.
اگر زنان ارزش‌هايي را به عنوان ارزش براي خود انتخاب کردند که مخصوص مردان است با خود برخورد يمين نکرده‌اند و به وجه انحرافي خود دامن زده‌اند، روز قيامت کجي‌شان را به ايشان مي‌دهند، آن وقت مي‌بينند که چه قدر ضرر کرده‌اند. عين اين مسئله براي مردها مطرح است و حرف ما روشن‌نمودن جايگاه حقيقي زن و مرد است تا هرکدام افقي را که بايد در جلو خود ترسيم کنند و بدان دست يابند درست بشناسند. و اگر انسان افق وجودي خود را درست نشناسد جايگاه دستورات الهي را در رابطه با حقوق زن و مرد نمي‌شناسد. مسلّم اين يک کار غير الهي است که بخواهيم زن را بر مرد و يا مرد را بر زن ترجيح دهيم. پيامبر خداصلي الله عليه و آله و سلم، حقيقتاً پيامبر انسان‌ها است نه پيامبر مردان، همان‌طور که خدا، خداي انسان‌هاست. آيا اگر مي‌فرمايند: «جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ لِزَوْجِهَا»؛ جهادِ زن خوشرفتارى با شوهر و خوب شوهرداري‌کردن است.‏ مي‌خواهند مردان را بزرگ کنند، يا مي‌خواهند جايگاه هرکس را روشن نمايند تا هر کس در جاي حقيقي خود قرار گيرد و جنبه‌ي يمين او رشد کند؟
اگر زنان ارزش‌هايي که صرفاً ارزش‌هاي مردي است براي خود انتخاب کنند با خودشان کج برخورد کرده‌اند و لذا فردا کتابشان را به جنبه راست وجودشان نمي‌دهند. بسياري از زنان و مردان چون جاي خودشان نيستند گزينش‌ها و انتخاب‌ها و اعمالشان منجر به ضرر آن‌ها مي‌شود. و در حال حاضر متأسفانه جوامع، مبتلا به مردشدنِ زنان شده است و از آن جنبه‌ي مبارکي که در زن بودن زنان هست و بايد آن را رشد دهند غفلت مي‌شود. همه‌ي اين‌ها به جهت آن است که هرکس خود را در مرتبه‌ي اسفل‌السافلين دنيا ارزيابي مي‌کند و از رتبه‌ها و افقي که خداوند براي زن و مرد در نظر گرفته و در راستاي آن تکاليفي براي هرکدام تعيين نموده، غافل است.
يکي از آسيب‌هاي جوامع، غفلت زنان و مردان از جايگاه خودشان است و علت آن هم غفلت از ارزش‌هايي است که هر کدام از زنان و مردان بايد براي خود پاس بدارند و مطابق آن امام خود را انتخاب کنند، غفلت از اين موضوع تا آن‌جا جلو رفته که مي‌بينيد در قسمت‌هاي عرب‌نشين کشور ما و در بعضي از کشورهاي ديگر مردان هيچ مسئوليتي را به عهده نمي‌گيرند، چند همسر دارند که همه کارها به عهده آن‌ها است، مردها صبح به قهوه‌خانه مي‌روند و دور هم مي‌نشينند و سيگار مي‌کشند.
متأسفانه در بين بعضي از اعراب با زنان همانند کنيزان برخورد مي‌شود و اين عين پشت کردن به دين است. حالا بعضي‌ها به طور افراطي به اسم نجات زن از اين معضل، خواستند نقش مردانه به زنان بدهند و آن‌ها را به‌عنوان رقيبِ مردان مطرح كردند، که اين نه تنها راه حل مسئله نيست بلکه بحران بسيار بدتري به همراه دارد. به جاي آن‌که از طريق بازگشت به اسلام ناب اين مشکل را به شکل حکيمانه حل کنند با شعارهاي فمينيستي و با زير بنايي سکولار شعار «زنان بدون مرد» سر مي‌دهند در حالي که در شرايط موجود اين نوع راه حل‌ها چه ما بخواهيم يا نخواهيم کار را به همجنس‌گرايي و ازدواج گروهي و براي عدم ارتباط با مرد به بارداري از طريق تزريق اسپرم مي‌کشاند.

اصغر طاهرزاده
صفحه اصلی درباره ما |  ارتباط با ما |  اهداف

faraa.ir