فارسی العربی |  English  AALULBAYT
GLOBAL INFORMATION CENTER


مقام کنیز حضرت زهرا سلام الله علیها
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به دعوت امیرالمؤمنین علیه السلام به خانه آنها تشریف آوردند و پس از صرف غذا هنگام بیرون رفتن از خانه به حضرت زهرا سلام الله علیها عرض کرد یا رسول الله امروز مهمان علی بن ابی طالب بودید، میل دارم فردا هم به خانه ما نزول اجلال فرمائید و مهمان من باشید.
پیغمبر اسلام قول به دخترشان داده رفتند، روز دوم تشریف آوردند، مراسم مهمانی تمام شد، هنگام رفتن حسن بن علی علیه السلام از جدش پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم خواست که فردا هم مهمان من باشید پیغمبر قبول فرموده، روز سوم به خاطر فرزندشان حسن تشریف آوردند، هنگام رفتن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حسین بن علی علیه السلام که زمان کودکی را طی می کرد مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و دست به گردن جدش نهاد و گفت: یا جدّاه من هم میل دارم شما را مهمان کنم و فردا هم برای من بیائید.
پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم حسینش را بوسیده فرمود: بسیار خوب، حسین جان فردا هم هم مهمان تو هستم، پس روز چهارم را برای خاطر حسین علیه السلام پیغمبر اکرم به خانه آنها تشریف آوردند، پس از صرف غذا پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلمحرکت کرده به طرف درب خانه آمدند فضّه خدمتگزار را دیدند که در راهرو خانه ایستاده دست به سینه نهاده عرض کرد یا رسول الله می خواهم از حضرتت تقاضایی کنم آیا مورد قبول قرار می گیرد یا خیر حضرت فرمودند: فضه ما خاندان کرم هستیم هر چه بخواهی قبول می کنم.
عرض کرد یا نبی الله دلم می خواهد یک روز هم مهمان من باشید آیا تشریف می آورید، حضرت فرمودند: آری فردا هم برای خاطر تو خواهم آمد، فضه در کمال شعف و خوشحالی از حضور پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم مرخص شد روز پنجم رسید اول ظهر چیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم درب خانه دخترش فاطمه ایستاد فرمود: السلام علیکم یا اهل بیت النبوه اجازه ورود خواستند، حضرت فاطمه به شوهرش نگاه می کرد، علی علیه السلام به فرزندانش نگاه می کرد که شماها امروز پیغمبر را دعوت کردید.
فضه از آن طرف خانه گفت: ای مولای من دعوت کنندۀ پیغمبر من هستم پس پیغمبر وارد خانه شدند، غذا هم آنچه در خانه بوده اهل خانه خوردند، آنگاه دیدند فضه را ک در صحن خانه صورت روی خاک نهاده و عرض کرد: پروردگارا مهمان من حبیب تو و رسول تو است نگذار از وی خجالت بکشم پس سربلند کرد ظرف غذا را دید، گرم و آماده به خدمت پیغمبر آورد و روی زمین نهاد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می دانست امروز غذایی در خانه نبوده و فرمود: این طعام از کجا است فضه عرض کرد: «من عندالله ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب»
پس در آن حال خاتم پیامبران سر به سجده نهاد و عرض کرد پروردگارا تو را سپاسگزارم که دختری به من عطا فرمودی که مقذام کنیزش این قدر است که مائده بهشتی برای وی می آید.
پس از غذایی که به دعای فضه از بهشت آمده بود پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت او میل فرمودند. [1]
ای در تو قبله گاه اهل تولا
خاک رهت آبروی عرش معلا
زهرۀ ازهر توئی و طاهر و اطهر
عفت داور توئی و عصمت کبری
فضه دربار تو مربی مریم
قنبر درگاه تو مدرسی عیسی

[1] همای سعادت: ج 2، ص 112، بحارالانوار: ج 43 ص 69
صفحه اصلی درباره ما |  ارتباط با ما |  اهداف

faraa.ir