فارسی العربی |  English  AALULBAYT
GLOBAL INFORMATION CENTER


دخترم به نام خدا از این انگور بخور
«دخترم به نام خدا از این انگور بخور»
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به عیادت دخترش فاطمه سلام الله علیها زمانی که بیمار شده بود رفت و به او فرمود: دخترم چه غذائی میل داری؟
فاطمه سلام الله علیها عرض کرد: انگور می خواهم.
با اینکه فصل انگور نبود، و علی علیه السلام نیز در سفر بود، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چنین دعا کردند:
«اللهم آتنا به مع افضل امتی عندک منزله»
«خدایا انگور را به وسیله آن کس که مقامش در پیشگاه تو از همه افراد امتم بهتر است برای ما بفرست.»
ناگاه علی علیه السلام در خانه را زد و وارد خانه شد، زنبیلی در دست داشت که با عبایش روی آن را پوشانده بود.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: ای علی! این چیست؟
علی علیه السلام گفت: این انگور است که فاطمه سلام الله علیها میل دارد، و برای او آورده ام.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم «الله اکبر، الله اکبر» خدایا همانگونه که مرا شاد کردی از این جهت که علی علیه السلام را به عنوان برترین شخص امّت اختصاص دادی، شفای دخترم را نیز به وسیله این انگور قرار بده.
سپس انگور را نزد فاطمه سلام الله علیها نهاد و فرمود: «دخترم به نام خدا این انگور را بخور».
فاطمه از آن انگور خورد، هنوز پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از خانه فاطمه سلام الله علیها بیرون نرفته بود که فاطمه سلام الله علیها سلامتی خود را باز یافت. [1]
نور دهند از مه و اختر به هم
فاطمه و احمد و حیدر به هم
گر چه نبی بود ولی در پی اش
فاطمه ای دان تو علی در پی اش

[1] اقتباس از احقاق الحق: ج 4، ص 292 به نقل از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید داستان دوستان: ج 3، ص 67
صفحه اصلی درباره ما |  ارتباط با ما |  اهداف

faraa.ir